ميرزا حسن حسينى فسايى
703
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به شيراز رسيد ، نواب حسين على ميرزا فرمانفرما ، محمد زكى خان نورى را از جانب خود مهماندار نموده با مهراب خان به صوب بوشهر شتافتند و به احترام تمام سرجان ملكم بهادر را وارد شيراز داشتند و تحف و هدايائى را كه فرمانفرماى هندوستان براى نواب فرمانفرماى فارس فرستاده بود از حضور نواب معزى اليه گذرانيدند پس سرجان ملكم بهادر و مهراب خان از شيراز حركت كرده ، از اصفهان گذشته ، روز پانزدهم جمادى اول اين سال : [ 1225 ] « 1 » در چمن سلطانيه با چند نفر كرسىنشين از قبيل نايب و داكتر « 2 » و مترجم ، به شرف حضور شاهى رسيده ، مورد عنايات بىنهايات گرديدند و تحف و هداياى هندوستان را از نظر انور گذرانيدند و بعد از چندى عريضه ، از حاجى ميرزا ابو الحسن شيرازى سفير كبير ايران ، از لندن رسيد كه برحسب حكم اولياى دولت انگلستان ، مستر سرهرفرد جنس سفير كبير آن دولت مقيم آستان شاهنشاه ايران باشد و سرجان - ملكم سفير فرمانفرماى هندوستان عود به كلكته نمايد و سرجان ملكم بهادر بلاتوقف ، از طريق بغداد روانه مقصد گرديد . و موكب و الا از چمن اوجان آذربايجان نهضت فرمود و شاهزاده آزاده ، نواب نايب السلطنه با سپاه روسيه در چندين جا مصاف داده ، گاهى غالب و گاهى مغلوب گشته ، اطراف آذربايجان را نظم داده ، اين اخبار را به شهريار ظفر شعار رسانيد و چون هوا روى به سردى گذاشت ، موكب و الا از چمن اوجان حركت كرده ، روز غره ماه شوال اين سال : [ 1225 ] « 3 » عرصه دار الخلافه طهران از فر قدوم شاهنشاهى زينت يافت . و هم در اين سال : [ 1225 ] سلطان صيد سعيد ، امام مسقط « 4 » و عمان كه خراجگذار حاكم فارس و چاكر قديمى دولت ايران بود از دستاندازى شيخ سعود رئيس طايفه وهابى ساكن برنجد ، بر نواحى عمان و مسقط به نواب حسين على ميرزا ، فرمانفرماى فارس شكايت نمود و مستدعى ايفاد لشكر فارس گرديد و نواب فرمانفرما ، صادق خان قاجار دولو را به سردارى عمان مأمور داشته با چندين هزار تفنگچى لارستان و دشتى و دشتستانى از راه فسا و داراب و سبعه ، وارد بندرعباس گرديد ، پس بر مراكب دريائى اهالى مسقط سوار شده ، از خليج فارس گذشته وارد بلده مسقط شدند « 5 » و بعد از چند روزى با لشكر عمان به صوب برنجد حركت نمودند و شيخ سعود وهابى ، شيخ محمد بن سيف « 6 » و شيخ سيف بن مالك « 7 » را سردار نموده ، با جماعتى از اعراب باديه به استقبال سپاه فارس و عمان روانه داشت ، چون سپاه نجد در برابر لشكر صادق خان ايستاد ، چند نفر چرخچى از دو جانب در ميدان جنگ آمدند و حمله بر يكديگر نمودند ، سپاه عجم از جاى واپس شدند و اعراب باديه چيره گشته ، آنها را از لشكرگاه براندند و دست را به يغما گشادند و در سر قسمت ، منازعه و مجادله ساختند چنان كه كار به كارزار كشيد و اين هنگام صادق خان با مردان خود ، روى به اعراب آورد و بيشتر آنها را از شمشير بگذرانيد و
--> ( 1 ) . برابر با 18 ژوئن 1810 . ( 2 ) . همان ( دكتر ) است . ( 3 ) . برابر با 30 اكتبر 1811 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 471 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 206 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 472 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 206 . ( 6 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 206 . ( 7 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 206 .